mail me mail me home page archive
T.N.T

زندگی...!

سلام!

امروز یکی از دوستام.....مامان شد!

رفتم بیمارستان تا نی نی خانوم رو ببینم

ای جان! من تا حالا بچه ی صفر کیلومتر ندیده بودم

حس جالبی بود.....

دستاش....پاهاش.....صورتش......

وای خدا.....خیلی کوچولو بود.....من داشتم از ذوق می مردم....

ولی خدا وکیلی تو کف این کارای خدا موندم........

چه لحظه هایی توی زندگی انسان قرار داده:

تولد..................مرگ

این نقطه چینا خودش کلی لحظه داره!!!

امیدوارم زندگیتون پر از لحظه های خوب و قشنگ باشه

نمی گم شاد چون نمیشه

اما امیدوارم که آخرش که رسیدین.....از هیچکدوم از لحظه های زندگیتون پشیمون نباشید.

قدر لحظه لحظه هاتونو بدونید....

قدر هر چیزی که امروز دارین رو بدونین....

شاید حتی یه لحظه دیگه.....

اینا رو بیشتر به خودم میگم:

راضیه خانوم بدون که به ازای هر یه لحظه ی دوست نداشتنی تو زندگیت.....هزارتا لحظه ی

دوست داشتنی و عالی تو زندگیت هدیه گرفتی!

اگه امروز عشقت و از دست دادی......اگه خیلی سخته واست!....

مطمئن باش که می خواد از اوون بهترشو بهت بده....

اگه امروز با اوون همه تلاش....به مقصودت نرسیدی......

مطمئن باش که داری به سمت یه مقصد دیگه راهنمایی می شی!

و هزارتا اگه و مطمئن باش دیگه....

.

.

.

براتون شادی می خوام از خدا

همتونو دوست دارم...

اینم چند تا عکس به افتخار ورود نی نی خانوم:

                 

            

      

    

   

انفجار ()        link        ۱۳۸٦/۳/۳٠ - بلا!